لباس جدید و سفر
آرش مامان؟دو روز پیش دوباره برات خرید کردم.
ا راستی یادم رفت بگم منو بابایی چند وقت پیش رو اسم آرش به توافق رسیدیم.به احتمال نود و نه درصد اسمت همین میشه.دوس داری مامان؟
با مامانم رفتیم بازار خرید.تو یه مغازه که تخفیف زده بود اینو دیدیم.مامانم تا دیدش گفت بیارش.هم قشنگه هم بزرگه.

بعد از کلی گشتن بالاخره تونستم یه سرهمی برات بگیرم.اینم خوشگله.

این کالسکه رو هم قبلا با بابایی دیده بودیم و پسندیده بودیم.با مامانم خریدیمش.ولی چون ماشین نبرده بودیم عصرش با بابایی رفتیم آوردیمش.

هنوز نتونستم برات ساک بگیرم.از ساک کالسکه خوشم نیومد.
قبلا یه وان برات گرفته بودم.احساس کردم خوب نیست.مامانم گفت توش گود باشه بهتره.به هزار زور عوضش کرد.آخه یه مقوا توش داشت اونو دور انداخته بودم گیر داده بود باید اونم باشه.

دیروز بعد از ظهرم اومدیم خونه بابای بابایی.غروب رسیدیم.عمو رضا هم اونجا بود با ما برگشت.همینطور دایی محمد و خاله سارا هم باهام اومدن.یه چند روزی اینجا می مونیم.فردا مراسم نامزدیه یکی از فامیلامونم هست.تازه دیشب نتو شارژ کردن.مهمونم داشتیم نتوستم زودتر آپ کنم.الانم همه خوابن.منم از فرصت استفاده کردم و اومدم اینارو گذاشتم.



لباس جدید و سفر
